تبلیغات
دل نوشته های یک ایرانی - کار کار کار

کار کار کار

نویسنده : یک ایرانی دوشنبه 27 بهمن 1393 12:55 ق.ظ  •   

همونطور که می دونید احتمالا کار من برنامه نویسی و طراحی وب
بازار ما که خیلی اوضاعش وخیمه.همکارا بعضا می بینم آنچنان خراب می کنن بازار رو که نه تنها ما رو از نون خوردن می ندازن.بلکه دودش فرداش دقیقا تو چشم خودشون هم می ره.مفت می زنن.مفت!!!
خب عزیز من.می خوای زندگی تو نابود کنی.کن.چرا بازار رو خراب می کنی:(
من فارغ التحصلم و  تازه کارت پایان خدمتمو گرفتم.حالا می خوام کار رو بصورت جدی شروع کنم.ولی همه ناله می کنن.می گن در نمیاد.
حتی بقال سرکوچه مون که همیشه شاد و شنگول بود دیگه غر می زنه:))
مهندس ها.دکترها..نون خشکی ها..راستش نمی دونم باید چه کرد...آیا این وضعیت درست می شه؟


آخرین ویرایش: دوشنبه 27 بهمن 1393 01:01 ق.ظ

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر